شبه‌جزیره‌ی سکوت و روشنایی

می نویسیم چون نیروی وحشتناکی داریم*

پنجشنبه, ۱۴ آبان ۱۳۹۴، ۱۰:۳۷ ق.ظ

حالا مثلا چنین پنجشنبه ای، چنین صبح مطلوب پاییزی که به جای همه ی کارهای نکرده ام بنشینم به خواندنِ کتابی که برای خودم خریده ام، و آنقدر خوب باشد، آنقدر خوب باشد، که فقط با خواندن بیست صفحه اش چنان سر شوق بیایم که بخواهم به همه نشانش بدهم و حتی نزدیک باشد اشکم دربیاید! همه ی جمله هایش را چندباره و چندباره بخوانم و زیرشان خط بکشم و باز بخوانم... و فکر کنم که برای خراب نشدن گوشه های این کتابی که حالا برایم انقدر عزیز است چه کار کنم. و بیایم موسیقی خوبی که دیشب گرفته ام را گوش کنم و باز سر شوق بیایم و فکر کنم به باران یکریزِ چند روز پیش تهران... به کتاب فروشی دنج انقلاب که که از پیداکردنش چه خوشحال بودم... بی کلام های تازه ی خوبم را گوش کنم و جمله هایی که زیرشان خط کشیده ام را باز بخوانم و به هیچ چیز دیگر فکر نکنم...

این طورها هم هست دخترجان. دنیا گاهی-مهم نیست چقدر کوتاه- با آدم مهربان می شود.

و همه چیز برایش خوش رنگ می شود...

 

:)

 

پ.ن:

Hac in hora
Sine mora
.Corde pulsum tangite

*جویس کرول اوتس

 

  • ۹۴/۰۸/۱۴
  • ساکن (میم‌سین)

سادگی ها

چرندنویسیِ محض

نظرات (۱)

can you please fix the problem with "all tioeuq&mt; honors? So many of us are not getting our honors displayed on our channels. It's been months now!! :(
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی